آرشیدای دزفولی خورشید خراسانی

خاطرات قشنگ کودکی آرشیداجون

بدون عنوان

1394/6/26 20:55
نویسنده : مامان وبابا
48 بازدید
اشتراک گذاری

با سلام من وآرشیدا وآرشا سه نفری زل زل زدیم به لپ تاب تا من بتونم چیزی بنویسم اما مگه این وروجک های شیطون میذارن که تمرکز داشته باشم وای     ...فریاد وفریاد از دت شیطنت شما کک

اما گارهای جدید ارشیدا خانم .

1- آرشیداجون صحبت کردنش کامل شده  وجملات رو کامل میگه  از جمله های با مزه اش : آرشا جون میله کیلاس (ارشا جون میره کلاس )، مهدکودک  ارشا جون ،یک مداد ودفتر برمیداره ومیگه تنبشته مامان جون نمازی و....

2- هرجامیره کیفش رو باید حتما حتما با خودش برداره ومل خانمها روی دستش

 میگره

3- ارشا میگه بنویس عمدا آب رو چپه میکنه

واما چند روزی است ارشیدا رو از شیر گرفتیم دقیقا از روز یک شنبه مورخ 22/6/94 مدام یادش میاد ومیگه شیرای مامان چبسه 

پسندها (1)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف