آرشیدای دزفولی خورشید خراسانی

خاطرات 94 آرشیداجون

با سلام خیلی دیر اومدم وسریع میرم سر اصل مطلب: 1- کلماتی که آرشیدا میگه :داداتی (داداشی ) علی (اسم باباش ) داعی(دایی ) آبیا (نوشابه ) دوغ لالا (خواب ) بیا ،اینجا ،بده ،بدو بدو تاب (کتاب ) تاب تاب باباجی (بابا جون ) 2- آرشیدا جون عاشق تاب سواریه 3- چند وقت پیش که واکسن 18 ماهگیش رو زده بود توی خواب با چشمهای بسته بابا وداداشش رو صدا می زد وکمک میخواست 5 با چوشیدن هرلبلس جدید شروع به رقصیدن میکنه خودش با دهنش آهنگ میزنه ودور خودش میچرخه تا سرش گیج میشه ومیفته زمین وکلی شیرین کاری دیگه ........ ...
11 ارديبهشت 1394
1