آرشیدای دزفولی خورشید خراسانی

خاطرات قشنگ کودکی آرشیداجون

نه ماهگی ارشیدا

با سلام به زحمت دارم تایپ میکنم .آرشیدا طبق معمول داره نهایت تلاشش رو میکنه که  لپ تاب رو به دست بیاره  لب تاب رو بالا میگیرم از پاهام میگیره وخودش رو بلند میکنه .در نهایت اونو میزارم روی پام وبهش شیرمیدم با یک دست دیگه ام تایپ میکنم ولی هر چند کلمه ای که تایپ میکنم برمی گرده صفحه رو  نگاه میکنه دستش رو داز میکنه به سمت صفحه نمایش وباز مشغول شیرخوردن  میشه. واما کارها وعکس های جدید آرشیدا جون: 1- شیرین تر از همه گفتن مامان .بابا ودد (آرشا ودیگران ) 2- یک ماهی میشه که دختر دیگه سینه خیز نمیره وچهار دست وپا میره 3- یک هفته ای میشه که دختر از کنار مبل وگوشه وسایل میگیره وبلند میشه 4- آرشیدا جون مفهوم نه ،نک...
15 خرداد 1393

ارشیدادر هشت ماهگی

با سلام چند ثانیه است که آرشیدا خوابیده وبا سرعت دارم خاطرات قشنگش رو ثبت می کنم . 1- آرشیدای مامان از وقتی غذاخور شده هروعده سفره رو بهم می ریزه ودوست داره به همه مواد غذایی چنگ بزنه که عکس هاش میزارم . 2-هر جایی دنبالم میاد وعاشق جویدن کاغذ ،سیم ،ریشه قالی و... است . 3- داداش آرشا جون رو  بی نهایت دوست داره وبرای ارتباط برقرار کردن با اون به صورتش چنگ میزنه وجیغ می کشه وهمیشه صبحها با عشق ورزی آرشا وآرشیدا به هم دیگه شروع میشه . واما عکس های جدید گل دختر :         آرشیدا در سبد حصیری     داداشی آرشا در نمایشگاه نقاشی هفته  سلامت (روستای زوارم شیروان ...
18 ارديبهشت 1393

دندون درآوردن دخترم

چندروز بعد از اینکه  مسافرت برگشتیم اولین دندون دخترم نمایان شد تقریبا 16 یا 17 فروردین ومامان اولین کسی بود که با خوشحالی تمام اولین مروارید روتوی دهن گل دختر کشف کرد ویک ماه بعد  دندون دوم دخترم نمایان شد ...
9 ارديبهشت 1393

عکسهای آرشیدا

    آرشیدا وبابا در قلعه فلک الافلاک اولین باری که آرشیدا هنوانه خورد       آرشیدا در مسیر مسافرت ،توی ماشین در حال تب لت بازی     ...
2 ارديبهشت 1393

سوراخ کردن گوش دخترم

سلام.درحالی که آرشیدا بغلمه دارم تایپ می کنم وآرشیداجون هم داره با انگشهای پاش روی دکمه  ها ی لپ تاب فشارمیده.اومدم تاریخ سوراخ کردن گوش گل دختر رو ثبت کنم .دیشب(مورخ ١٤/١٢/٩٢) دختر رو بردیم مطب یکی از دوستان (دکتر هدی فرج پور )وخانم دکتر زحمت کشید وگوشهای گل دختر رو سوراخ کرد ویک جفت گوشواره با نگین سبز توی گوشش کرد .گل دخترم هم اصلا اذیت نکرد وبا خوشرویی تمام مشایعت کرد ..ان شاالله که زود خوب شه تا گوشواره هایی رو که مادرجون براش خریده گوشش کنیم.
15 اسفند 1392