آرشیدای دزفولی خورشید خراسانی

خاطرات قشنگ کودکی آرشیداجون

ارشیدا وتابستان 94

با سلام ارشیدا جون خوابه وبا سرعت  تمام دارم مینویسم تا بیدارنشده بتونم وبلا گش رو بالاخره بروز کنم : 1-دختر مامان تقریبا حرف زدنش داره کامل میشه وهمه کلمات رو دست وپا شکسته میگه وکاملا متوجه منظورش میشی مثل امروز که از اداره اومدم شونه اش رو نشون داد وگفت مامان دادا گاز  یعنی  داداشی اینجا رو گاز گرفته 2- از شیرین کاریهاش یکی اینکه ادای زنبور رو در میاره وکله اش رو تکون میده میده ومیگه بدو بدو ویز ویز 3.عاشق رقص با انواع آهنگه 4- یکی از کارهایی که جدید یاذ گرفته نازکردن ودعواکردن .یه ناز کردن دخترانه نمایشی کاملا حرفه ایی. دهنش رو جمع میکنه صورتش رو تاب میده و... واما دعواکردنش مال چند ...
2 تير 1394

خاطرات 94 آرشیداجون

با سلام خیلی دیر اومدم وسریع میرم سر اصل مطلب: 1- کلماتی که آرشیدا میگه :داداتی (داداشی ) علی (اسم باباش ) داعی(دایی ) آبیا (نوشابه ) دوغ لالا (خواب ) بیا ،اینجا ،بده ،بدو بدو تاب (کتاب ) تاب تاب باباجی (بابا جون ) 2- آرشیدا جون عاشق تاب سواریه 3- چند وقت پیش که واکسن 18 ماهگیش رو زده بود توی خواب با چشمهای بسته بابا وداداشش رو صدا می زد وکمک میخواست 5 با چوشیدن هرلبلس جدید شروع به رقصیدن میکنه خودش با دهنش آهنگ میزنه ودور خودش میچرخه تا سرش گیج میشه ومیفته زمین وکلی شیرین کاری دیگه ........ ...
11 ارديبهشت 1394

دندونهای جدید آرشیدا وکلی خبردیگه

با سلام 1- واما آرشیدای مامان روز به روز تجربه های جدیدتری رو داره کسب میکنه گاهی از شیرین کاری ها ش به وجد میام وگاهی از شیطنتش کم میارم .ارشیدا جون یکی دوقدمی راه میره والبته بعد میافته ترجیح میده همه کارهاش رو ایستاده انجام بدم حتی غذاخوردن رو به داداشش خیلی شدید ابراز محبت میکنه .مخصوصا وقتی ارشاجون خوابه میره پتوش رو کنار میزنه اونو میبوس ومیگه دد خوشبختانه رابطه داداشی وخواهر جون هم خیلی خوب شد البته آرشاجون وقتی از دست ما ناراحت میشه تلافیش رو روی ارشیدا درمیاره ووقتی دلیلش رومیپرسیم میگه خب چون اون یارشماست !     ...
2 مهر 1393

بدون عنوان

باسلام اینبار اینقدر دیر اومدم  که نمی دونم از کجا باید شروع کنم: واما سر خط خبر ها :1-آرشیدا جون دوسه روزی میشه که بدون کمک وتکیه دادن به چیزی حتی تا یک دقیقه هم میتونه کامل بایسته ومعمولا چون خودش هم خوشحال میشه  شروع میکنه به دست زدن . 2-توی روزهایی که گذشت سرمون حسابی شلوغ بود چون مادرجون دزفولی آرشیدا خاله ودایی وبابابزرگ و... از دزفول اومده بودن . 3- پانزدهم مردادماه جشن تولد داداشی بود که بخاطر حضور مادرجون اینها جشنش رو یکروز جلوتر گذاشت .یعنی چهاردهم مرداد که عکس هاش رومیذار م ...
22 مرداد 1393

دندون پنجم آرشیدا جون

باسلام واماپنجمین دندون  آرشیداجون هم دیروز برای اولین بار رویت شد وباز مامان کاشف این پدیده جالب وشیرین بود البته قبلش آرشا جون گفته بود مامان انگار یه دندون دیگه درآورده ولی من فکر کردم دندونهای قبلیش رومیگه به هر : عزیزم دندون پنجمت مبارک
6 تير 1393

بدون عنوان

خبر جدید : 1- تقریبا یک هفته پیش دو دندون با لایی (از جلو ) آرشیدا جون نمایان شد ومامان اولین کسی بود که با خوشحالی دندونهای جدید دختر رو که انداز ه دونه برنج بودن رو کشف کرد .
31 خرداد 1393